غلامحسين رضانژاد

616

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى

علياى أو ، بفيض أقدس مرتبط نخواهد بود ، مگر بتوسّط اسم أعظم اللّه وآنهم بر ترتيب ومقام خاصّ هر اسمى برحسب انتظام آن به اسم اللّه . بارى ، رحمت را دو وجه است وهر وجهي داراى اثرى ميباشد ؛ كه مورد تحقيق قرار ميگيرد ؛ اثر يك وجه رحمت ، عبارت از ظهور ذات خداوند تعالى در صور موجودات است ، بدان نحوه كه خود در عين ثابت ودر حضرت علم تقاضا كرده‌اند ؛ يعنى برحسب استعداد أزلي كه از فيض أقدس در وجود علمي ظاهر آمدند ؛ واين أثر همان رحمت رحماني است كه كريمهء : « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » گوياى آن ميباشد ؛ ونيز از پيش بتحقيق پيوست كه بارزترين أشياء ، أسماء اللّه‌اند كه عين رحمت ذاتي بوده واز هويّت حقّ بظهور آمده‌اند ودر حقيقت جمعى خود باسم اللّه موسومند ، والبتّه اين أسماء در هويّت حقّ غائب ودر بطن ذاتند ؛ ولى با ظهور الوهيّت ، كلّ أسماء مزبور مستجمع در اللّه ميباشند ؛ وبهروجه مراد اينستكه چنين رحمتي نه بهيچ غرضى منسوب به اللّه است ونه بعدم غرضى ، واز سوى ديگر رحمت مزبور نه بملايمت با طبع مرحوم است ونه بعدم ملايمتى . امّا وجه دوّم اثر رحمت ، همان است كه هر عبد يا موجودى بسوآل خود از خداوند تعالى مطلبي را مسئلت داشته وموافق با طبع خود چيزى را از حضرت حقّ درخواست ميكند ؛ ليكن رحمت بسوآل لفظي بكسى تعلّق نگرفته وهرچه برحسب مقتضاى وجود اوست وزبان استعدادش آنرا در عين ثابت از حقّ خواسته است ، بدان خواهد رسيد واز همين امر است كه كاملان در معرفة اللّه وعلماء بحقايق ومعارف الهى از هرگونه سوآلى كراهت داشته وجميع أمور خويش را بخداوند متعال باز گذاشته وهرگز زبان بخواستن چيزى نمىگشايند ؛ مگر اينكه رحمت حقتعالى بوجود وعين آنان قائم گرديده ، ومعناى رحمت در آنان قوام گرفته وتحقّق يابد ؛ زيرا أثر مزبور چنانكه گفته آمد از موجود خارجي نبوده واز معدومى است كه از آن بباطن وحقيقت أعيان ثابته تعبير گرديده ، چنانكه مولانا جلال الدّين بلخى در مثنوى خود ودر همين معنى سروده است : قوم ديگر مىشناسم ز أولياء * كه دهانشان ، بسته باشد از دعا از قضا كه هست رام آن كرام * جستن دفع قضاشان ، شد حرام در قضا ، ذوقي همى بينند ، خاصّ * كفرشان آيد ، طلب كردن خلاص حسن ظنّى ، بر دل ايشان گشود * كه نپوشند از عزا ، جامه‌ى كبود